درخت
سلام دختر کوچولوی مامان یک سال و نیمی از مهاجرتمان یا شاید هم مسافرتمان می گذرد راستش را بخواهی من سودای بازگشت دارم. به هزاران دلیل منطقی و غیر منطقی اما و رای هستی و لذت میبری. از این همه آزادی و این همه رنگ و این همه تنوع اما تو هم دوستی نداری. مشغول کارتن و فیلم و بازی و سروکله زدن با مدرسه و در خانه هم کنار آمدن با من ما همیشه رنج می کشیم دختر کوچولو. فقط اینکه به چه منظور رنج بکشیم را انتخاب می کنیم اکنون در رنج تنهایی هستی . هرچند زمان زیادی رو در مدرسه سپری می کنی اما بازهم عمشق دوستی هات به اندازه دوستی با هلیا و فاطمه نیست . اما راضی هستی و لذت می بری . تمام نگ...



